تبليغاتX
عشق و رفاقت
عشق فراموش کردن نيست بلکه بخشيدن است ، عشق جا زدن و کنار کشيدن نيست، بلکه صبر کردن و ادامه دادن است.
 افشین قطبی یک شارلاتان و درغگویی بیش نیست ( رجا نیوز برای اولین بار مطلب درستی نوشت )

در شرايطي كه فضاي انتخابات، ظرفيت رسانه‌اي كشور را به خود مشغول كرد، اتفاقي عجيب در فدراسيون فوتبال افتاد كه هنوز اهالي ورزش در بهت آن قرار دارند.

به گزارش رجانيوز، افشين قطبي كه نشان داده شومن توانمندي است و هر روز از خود چهره اي جديد به نمايش مي گذرد، از پيشنهادهاي متعدد اروپايي(!) خود صرف نظر كرد تا هدايت تيم ملي فوتبال ايران را بر عهده گيرد.

وي كه مصاحبه هاي عجيبي درباره جامعه ايراني كرده و به آن توهين‌هاي متعددي كرده بود،‌ به يك باره نظرش را تغيير داد و راهي ايران شد. وي با وعده هايي دروغ، هدايت تيم ملي را پذيرفت و از صعود به جام جهاني گفت؛ اما او كه در اين دوران، چهره واقعي‎اش در حال عيان شدن بود، نتوانست به هدفش برسد. اما تيم ملي در 3 ديدار آخر با قطبي نتوانست بازي قابل قبولي به نمايش بگذارد و سرانجام، جام جهاني را از دست داد. در اين ميان، قطبي هم سريع، بار سفر را بست و انگار نه انگار كه پول ملت را براي چه هدفي گرفته است!

در اين شرايط، كارشناسان و مردم انتظار انتخاب سرمربي شايسته و صادق را براي تيم ملي فوتبال داشتند؛ اما به يك‌باره، افشين قطبي با تكرار وعده‎هاي جديد براي 4 سال ديگر به عنوان سرمربي انتخاب شد تا تعجب همگان را موجب شود. او بار ديگر وعده هايي داد و به اين عنوان انتخاب شد. در مورد ميزان قرارداد او و اينكه او در اين مدت كه در ايران بوده و خود را مربي معرفي كرده، ابهاماتي وجود دارد؛ اما چه شد كه او براي چند سال ديگر بر اين مسند تكيه زد؟ چه ارتباطاتي دخالت داشت و چه كساني منتفع شدند؟

ريشه هاي اين انتخاب را بايد در برخي رفت و آمدهاي محفلي ردگيري كرد. براي رسيدن به حقيقت ماجرا هم، از مهدي حاج باقر، مدير برنامه هاي وي بايد شروع كرد. وي كه هيچ سابقه ورزشي ندارد و از امور حقوقي هم سررشته اي ندارد، در سال هاي اخير رابط قطبي با رسانه‌ها بوده است. وي در جريان سازي براي ايجاد شرايط جهت حضور اين آناليزور در فوتبال ايران، با برخي رسانه‌ها همكاري نزديكي داشته است. حاج باقر دايي پژمان نوزاد، ايراني مقيم امريكا، است. اما نوزاد كيست و چه نقشي دارد؟

اين ايراني- امريكايي، از دوستان و ياران نزديك "الف.ل" است. وي نقش واسطه را در روابط خارجي دارد و در ينگه دنيا نيز لابي‌هايي دارد كه خود، جاي ترديد و سؤال است.

"الف.ل" كه در نوشته‎هاي اخير برخي سايت‌ها، از او با عنوان "ابوالفساد فوتبال" ياد شده، بازيگردان پنهان تمام اتفاقات است. اوست كه دستور مي دهد قطبي چه بگويد و چه كند.

وي كه درباره دوران مربيگري اش و روابط با بازيكنان، ابهاماتي وجود دارد، سردرمدار جريان فساد مالي در فوتبال است. او بود كه اين موضوع را در ورزش نهادينه كرد و شبكه‌اي از شاگردان خود را هم روانه ساير روزنامه ها و صدا و سيما كرد. اينكه چه مي شود ياران وي به رسانه ملي هم رخنه مي كنند، نكته اي قابل توجه است!

اما اين معادله هنگامي پيچيده تر مي شود كه بدانيم، آقاي ل با اين سابقه، همه كاره‌ي نشريه اي بوده كه متعلق به مهدي تاج، نايب رئيس اول فدراسيون فوتبال بوده است. اين دو روابط نزديكي با هم داشته و سال ها با يكديگر همكاري داشته اند. اگرچه تاج پس از 4 سال وي را برکنار کرد اما انتشار روزنامه نيز پس از مدتي متوقف شد. تاج نيز كه دوراني مدير برخي شركت هاي اقتصادي بوده، اكنون رابط فدراسيون و سازمان ورزش به شمار مي رود.

اين حلقه ارتباطي، چه معنايي مي تواند داشته باشد؟ به نظر مي رسد بايد قبول كرد راهي غير از لغو اين قرارداد باقي نمانده و نهادهاي نظارتي بايد وارد عمل شوند. در صورتي كه فدراسيون به اين موضوع واكنشي نشان ندهد، ابعاد جديدي از اين قرارداد و بازيگردانان آن افشا خواهد شد.

|+| نوشته شده توسط نبیل در پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388  |
 
 
بالا